كاش مي ديدم چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاري است
آه وقتي كه تو لبخند نگاهت را
مي تاباني
بال مژگان بلندت را
مي خواباني
آه وقتي كه تو چشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را
سوي اين تشنه ي جان سوخته مي گرداني
موج موسيقي عشق
از دلم مي گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم مي گردد
دست ويرانگر شوق
پرپرم مي كند، اي غنچه ي رنگين پرپر!
پيش از اين سوي نگاهت نتوانم نگريست
اهتزاز ابديت را ياراي تماشايم نيست
كاش مي گفتي چيست
به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد !
به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم !
به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

دیگه افسرده نباش .......یه کمی بخند



من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم
یک همدم با وفا ندارم جز غم
یک مونس نامزد ندارم جز غم

به غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
دروغ گویند که دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل اوو خبر ندارد
![]()

از طرف تنهاترین تنها![]()

زندگی چیدن سیبی است که بیاید چید و رفت
زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت
زندگی رودی است جاری هر که آمد
کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت
قاصدک ٬ این کولی خانه بدوش
روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت.....![]()

عشق با روح شقایق زیباست
عشق با حسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق در حسرت دیدار تو زیباست
کلاً عشق زیباست، نه؟؟؟
: ای کاش می دانستم
بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود
و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی می سپارد چه کسی خواهد بود
تنهاترنین تنها
![]()

چقدر سخت تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید
و
به جاش یه زخم همشیگی رو قلبت هدیه داد
زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی
حس کنی که هنوزم دوسش داری
چقدر سخت دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی
که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بهش بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهش دونه های اشک گوونه هاتو خیس کنه
اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری
چقدر سخت گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی
و
هزار بار تو خودت بشکنی و اوون وقت آرووم زیر لب بگی:
( گل من باغچه نو مبارک )

تنهاترین تنها
دستی که رقم میزند این حادثه ها را .....باید بنویسد غم جان کندن ما را ![]()
![]()

قسم نخور که روزگار به کام ما دو تا نبود
به هر کی عاشقه بگو غم که یکی دو تا نبود
بگو تا وقتی زنده ام نگاه تو سهم منه
هر جای دنیا که باشی دلم واست پر می زنه
![]()
![]()
![]()

از این پس به همه عشق جهان می خندم
به حوس بازی این بی خبران می خندم
من از آن روزی که دلدارم رفت
به غم و شادی عشق دگران می خندم
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
کارم از گریه گذشته که بدان می خندم

تنهاترین تنها